۲۵ نکتهی علمی برای پرورش کودکان خوشحال (و سالم)
گول قدشان را نخورید
هیچ اهمیتی ندارد که بچههایتان چقدر بزرگ شوند و قدشان رشد کند، درهرحال آنها بچه هستند. بر اساس گفتههای سارا جانسون، استادیار مدرسهی سلامت عمومی در جانز هاپکینز میگوید والدینی که بچههایشان بزرگ شدهاند، میبایست بیشتر به این نکته توجه داشته باشند.
دورهای در رشد انسانها وجود دارد که بلوغ نامیده میشود و حدود ۱۰ سال بین سنین ۱۱ تا ۱۹ سالگی طول میکشد. این دوره، زمانی بحرانی برای رشد مغز نوجوانان است. پس مدنظر داشته باشید که حتی اگر کودکتان رشد کرد و به سن نوجوانی رسید، هنوز هم در دورهی بلوغ قرار دارد و اتفاقات این دوره بر باقی زندگیاش تاثیر میگزارد.
از خجالتیها حمایت کنید
یک مقدار حجب و حیا اشکالی ندارد، اما بر اساس گفتهی محققین، کودکانی که خیلی خجالتی هستند و در مواجهه با موقعیتهای جدید، خیلی محتاط عمل میکنند، احتمال ابتلایشان به اختلالات عصبی بیشتر است. و والدینی که از این اختلال رفتاری حمایت میکنند (و درواقع آن را تشویق میکنند)، باعث بدترشدن اوضاع میشوند.
پس چطور باید از کودکان خجالتی پشتیبانی کنید؟ سندی مککلوری، روانشناس دانشگاه نیویورک میگوید، کلید این کار، خارجکردن آنها از منطقهی امنشان است به گونهای که ماهیتشان دستخوش تغییر قرار نگیرد. چرا عادتهای مبتنی بر خجالتشان را از بین نبریم؟ تحقیقات نشان دادهاند که خجالت یکی از بخشهای شخصیتی کودکان بوده و تغییر آن بسیار مشکل است. به عبارت دیگر، بهتر است که بر روی خجالت کار کنید و علیهش جبهه نگیرید.
مککلوری میگوید: «پذیرش برای این کودکان امری بزرگ است، خیلی بزرگ».
در لحظه زندگی کنید
بزرگسالان عادت دارند که همواره در مورد آینده فکر کنند، اما کودکان (علیالخصوص کودکان ۲ الی ۵ ساله که هنوز به مدرسه نرفتهاند) در حال زندگی میکنند. تووا کلاین، مدیر مرکز توسعهی کودکان نوپا در دانشگاه بارنارد در نیویورک، میگوید برای اینکه والدین بتوانند خود را با کودکان همتراز کنند، میبایست یاد بگیرند که چگونه در حال زندگی کنند.
کلاین که مولف کتاب «چگونه کودکانم رشد کردند» هم هست، میگوید این امر در برقراری ارتباط شفاهی با کودکان اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
به جای اینکه به بچهی ۳ ساله بگویید وقت آمادهسازیاش برای آینده فرا رسیده، میبایست دستورالعملهایی را برای کودکتان تهیه کنید. جملات مبهمی همچون «دیرت نشه، الان زنگ رو میزنن» را با توضیحات و دستورالعملهای شفافی همچون «باید بریم مدرسه، کتت رو بردار» عوض کنید.
از آنها دربارهی احساسشان بپرسید
بر اساس گفتهی محققینی که در مورد رشد بچه مطالعه کردهاند، هرقدر بچههای بزرگتر به عنوان شاه و ملکهی درددل محسوب میشوند، بچههای کوچکتر نمیتوانند به درستی احساسشان را بیان کنند.
بچههای ۲ تا ۵ ساله، تازه در حال درک احساساتی همچون ترس، ناامیدی و درماندگی هستند.
میتوانید هروقت این احساسات را در کودکتان دیدید، نامش را به فرزند بگویید تا وی با آن آشنا شود. به عنوان مثال، پدر و مادر میتوانند بگویند: «خیلی دلگیره که بیرون بارون میاد و نمیتونی بری بازی کنی».
آرام باشید
بر اساس گفتههای کلاین، برنامهی زمانی شلوغ و بیقرار بزرگسالان خیلی با گامهای آرام و ملایم کودکان همخوانی ندارد.
کودکان ضربان آرامتری برای زندگیشان دارند و بزرگسالان میبایست با آنها کنار بیایند. با زمانبندی برای اوقات فراغت یا تهیهی یک روند خاص برای رفتن به رختخواب با رفتن به سوپرمارکت، والدین میتوانند ضرباهنگهای بیقرار زندگی را تبدیل به گذران زمانی هدفمند با کودکانشان کنند.
انحرافات را محدود کنید
آیا وقتی در کنار کودکانتان هستید، ایمیلهایتان را چک میکنید یا در شبکههای اجتماعی میچرخید؟ کلاین میگوید که این کار را نکنید.
وقتی که حواستان را با چیزهای دیگر پرت کنید، همراهشدن با کودکتان مشکل خواهد شد. این انحرافات میتوانند بر کودکتان تاثیر بگذارند و آنها فکر کنند که شما هوایشان را ندارید.
کلاین میگوید: «کودکان، هفت روز هفته و ۲۴ ساعته توجه والدینشان را نمیخواهند. اما وقتی میبینید که کودکتان به توجه نیاز دارد، میبایست بلافاصله این کار را انجام دهید».
مودب باشید
میخواهید کودکان مودبی را پرورش دهید؟ سعی کنید از کلماتی مثل «لطفاً» و «ممنون» در کلام روزمرهتان استفاده کنید. بچهها با مشاهدهی بزرگسالان از آنها یاد گرفته و رفتار آنها را در ارتباط با دیگران، الگو قرار میدهند. پس اگر با همهکس اعم از فروشنده و رانندهی اتوبوس تا معلم و اعضای خانواده با احترام و ادب برخورد کنید، احتمال خوبشدن بچهتان نیز به شدت افزایش پیدا میکند.
یادتان باشد، کجخلقیهای نوجوانان واقعی هستند
وقتی که کجخلقیهای دوران کودکی بچهتان به پایان رسید، خیلی سریع طغیانهای احساسی جدیدی به وجود میآیند.
سارا جانسون میگوید کودکان بالغ (۱۱ تا ۱۹ سال) با استرسهای اجتماعی، احساسی و ذهنی زیادی درگیر هستند که هنوز توانایی لازم برای مواجهه با آنها را ندارند. همین موضوع میتواند کجخلقیهای جدیدی را برایشان به وجود بیاورد که والدینِ ناآگاه از آنها متعجب شوند.
شریل فینشتاین، مولف کتاب «داخل مغز نوجوانان: پیشرفت اصول فرزندپروری» میگوید والدین در چنین موقعیتهایی میبایست خونسرد باشند و به حرف بچههایشان گوش کنند. رفتاری که سرشار از قضاوت صحیح است، میتواند به نوجوانتان یاد بدهد که چگونه با استرسها به شکل درست کنار بیاید.
قانون طلایی
این مورد را کوتاه و ساده بیان میکنیم: سر نوجوانتان داد نزنید. جداً این کار را انجام ندهید. بر اساس مطالعهای که در سال ۲۰۱۳ در ژورنال Child Development چاپ شد، هرقدر بیشتر برای یک نوجوان داد بزنید، رفتارش بدتر میشود.
به اصول وفادار بمانید
ایمی بونرت، روانشناسی که در حوزهی پرورش کودک در دانشگاه لویولا شیکاگو کار میکند، میگوید: «راههای مختلفی برای پرورش کودکان وجود دارند و هیچگاه یک فرمول واحد برای تمامی آنها وجود ندارد». اما بههرحال در زمینهی فرزندپروی هم نوعی دستورکار برای موفقیت وجود دارد. قبول ندارید؟
تا حدودی! بونرت میگوید اولین قانون اساسی در فرزندپروری این است که حریمی گرم و ایمن برای کودکانتان باشید. بدینطریق آنها نیازهایشان را میشناسند و میدانند که در مواقع لزوم به کجا مراجعه کنند. با بزرگشدن، کودکان نیاز به آزادی بیشتری دارند تا بنوانند هویتشان را بشناسند و نیاز دارند که در این راه اشتباه انجام دهند، البته اشتباهاتی که امن و متناسب با سنشان باشد.
سختگیری عواقب سنگینی دارد
بر اساس تحقیقی که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد، بازیکردن در نقش والدین سختگیر و کنترلکننده دارای عواقب منفی و طولانیمدتی بر سلامت فیزیکی کودکتان میباشد. علیالخصوص، کودکانی که پدرومادر سختگیری دارند بیشتر چاق میشوند.
محققین دریافتند کودکان ۲ الی ۵ سالهای که با سختگیری والدین مواجه هستند، نمیتوانند ارتباط مناسبی را با سایرین برقرار کنند و نسبت به کودکانی که والدین مهربانتر و دارای ارتباطات بازتر دارند، ۳۰ درصد احتمال چاقیشان بیشتر است.
باباها: درگیر شوید
آن دیدگاه خاص و سنتی در مورد پدرها را کنار بگذارید که حتی نمیتوانند پوشک بچهشان را عوض کنند. تحقیقات نشان دادهاند که پدرها هم میتوانند به اندازهی مادران، نقش فرزندپروری را ایفا کنند. همچنین، پدرها تعدادی از مهارتهای ارزشمند فرزندپروری را در خود دارند که مادرها از آنها بیبهره هستند.
بر اساس گفتههای برد ویلکاکس، جامعهشناس دانشگاه ویرجینیا که بر روی ازدواج و خانواده مطالعه میکند، پدرها به شدت و از راههای متنوع بر زندگی کودکانشان تاثیر میگزارند. مثلاً پدرها یکمقدار سختتر از مادرها با کودکان برخورد میکنند که همین امر باعث میشود بچهها بتوانند حرکات و احساساتشان را کنترل کنند. سبک زندگی پدرها به کودکان یاد میدهد که چگونه ریسکهای سالم را بپذیرند و جاهطلبیشان در آینده افزایش پیدا کند. یک رابطهی خوب میان فرزند و والدین، سطح قابل قبولی از پشتیبانی را برای کودکان به وجود میآورد، کمااینکه محققین دریافتند رابطهی بهتر کودک و پدرش باعث میشود که وی کمتر از تجاوزات و تهاجمات جنسی صرمه ببیند.
مقتدر باشید
میخواهید که کودکتان از مواد و الکل دور بماند؟ بر اساس گفتهی محققین، موثرترین راه این است که مقتدر باشید. مطالعهای در ژورنال Archives of Pediatrics and Adolescent Medicineو در سال ۲۰۱۲ چاپ شده که میگوید کودکان دارای والدین مقتدر (این تحقیق منظور از اقتدار را رابطهای کنترلکننده ولی گرم و صمیمی توصیف کرده است)، تمایل کمتری به مصرف نوشیدنیهای الکلی، کشیدن سیگار و یا حتی مصرف مواد مخدر پیدا میکنند.
توضیحدادن افراط نکنید
برقراری رابطه با کودکان مهم است، اما سعی نکنید که برای هر یک از تصیمامتتان به کودک توضیح کامل بدهید. در این راستا، در مورد تصمیمات مهم با آنها صحبت کنید، اما اینکه شام چه غذایی دارید، نیاز به توضیح اضافی ندارد.
دوستی را تشویق کنید
دوستیهای کودکی و نوجوانی گاهی اوقات برای والدین گیجکننده هستند (چرا یک نفر باید ساعتها کل پاساژ را بالا و پایین برود؟)، اما این روابط برای رشد مهارتهای اجتماعی کودک بسیار مهم هستند.
شریل فینشتین میگوید: «آنها سعی میکنند که با استفاده از بستری ایمن، مهارتهای اجتماعی بزرگسالان را تمرین کنند و احتمال اینکه در ابتدای کار، خیلی هم موفق نباشند هست». دوستی به کودکان دوران بلوغ کمک میکند که مهارتهایی همچون مذاکرهکردن، اغماض و برنامهریزی گروهی را یاد بگیرند.
لوول! جوکگفتن کمک میکند
فضا را گرم کنید! بر اساس تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ و در کنفرانس تحقیقات اجتماعی و اقتصادی ارائه گردید، گفتن جوک به کودکان نوپا کمک میکند که موفقیت اجتماعی بیشتری پیدا کنند. وقتی که والدین جوک میگویند و ادا در میآورند، کودکانشان با ابزارهایی همچون تفکر خلاقانه، دوستیابی و مدیریت استرس آشنا میشوند. پس راحت باشید و نقش دلقک را ایفا کنید؛ کودکانتان بعدها از شما تشکر خواهند کرد.
مثبت باشید
هیچ نکتهی تعجبآوری در اینجا نیست: والدینی که احساسات منفیشان را به سمت کودک روانه میکنند یا برخورد خوبی ندارند، کودکانی تهاجمی را بار میآورند. این خبر بدی است، زیرا رفتار تهاجمی در سن ۵ سالگی باعث رویکرد تهاجمی در سنین بالاتر، حتی در روابط عاشقانه میشود. پس اگر دیدید که در چرخهی والدین عصبانی، بچهی عصبانی، والدین عصبانیتر گرفتار شدهاید، خود را خلاص کنید. در طولانیمدت با مشکلات کمتری مواجه خواهید شد.
نسبت به خودتان دلرحم باشید
حس گناه برای والدین چیز خوبی است، اما به خودتان رحم کنید! تحقیقات نشان دادهاند که دلسوزی برای خود، یکی از مهمترین مهارتهای زندگی بوده و به افراد کمک میکند که در تقابل با چالشها انعطافپذیر باشند. دلسوزی برای خود، از تفکر، توانایی مدیریت افکار و احساسات بدون درگیرشدن افراطی با آن، ذات انسانی، همدردی با رنج دیگران، شناخت رنجهای شخصی و تعهد به حل مشکلات نشات میگیرد. والدین میتوانند در راستای کنارآمدن با مشکلات تربیت کودک، نسبت به خودشان ترحم داشته باشند. بدینشکل، میتوانند الگوی خوبی را برای کودکان ایجاد کنند.
رها کنید
محققین میگویند که وقتی کودکان آشیانه را ترک کردند، بهتر است که آنها را رها بگذارید. بچههایی که تازه وارد دانشگاه شدهاند و والدینی حساس دارند، معمولاً عصبیتر، خودخواهتر و محتاطتر از سایر افرادی هستند که پدر و مادر آرامتری دارند. البته منظورمان این نیست که پس از ۱۸ سال بچه را رها کنید و دیگر هیچ کنترلی رویش نداشته باشید، اما اگر هنوز هم به استادش زنگ میزنید و نمرههایش را میپرسید، خود را اصلاح کنید.
ارتباط زناشویی را پرورش دهید
اگر پدر یا مادر شدهاید، نگذارید که به خاطر ورود بچه، رابطهتان با همسر ضعیف شود. بر اساس تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ در ژورنال Child Development چاپ شده، والدینی که وضعیت زناشویی باثباتی نداشته و به دنبال طلاق هستند، مشکلاتی همچون اختلال کمخوابی را برای کودکان نوپایشان به وجود میآورند. این مطالعه نشان داده که ازدواج مشکلدار در زمانی که کودک ۹ ماهه است، میتواند اختلالات خواب را در سن ۱۸ ماهگی برای وی به وجود بیاورد. شاید محیط پراسترس خانه باعث این مشکلات در زمینهی خواب شوند.
به سلامت ذهنیتان توجه کنید
اگر فکر میکنید که در حال افسردگی هستید، به خاطر خودتان و کودکتان، به دنبال درمان بروید. تحقیقات نشان میدهند که مادرهای افسرده با فرزندپروری مشکل داشته و حتی نمیتوانند به گریهی کودکانشان جواب دهند. بر اساس تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ انجام گرفته، مادرهای افسرده با سبک فرزندپروری منفی باعث استرس در کودکشان میشوند. البته این مطالعات تا حدودی مبهم هستند، زیرا حتی در صورت مشکل ذهنی پدر و مادر، باز هم امکان دارد که کودکشان درست بار بیاید.
مادرها، با پسرانتان خوب باشید
بر اساس تحقیقی در سال ۲۰۱۰، رابطهی نزدیک با مادر، باعث میشود که پسرها رفتار بهتری داشته باشند. به نظر میرسد داشتن یک رابطهی گرم و صمیمی با مادر برای جلوگیری از رفتارهای نادرست در پسران، مهمتر از دختران است. یافتهها در ژورنال Child Development منتشر شده و نیاز به یک رابطهی «ایمن و صمیمی» را میان کودکان و الدین مطرح میکند، به گونهای که کودکان بتوانند در این دنیای وحشی، به پدر و مادر به چشم یک سنگر امن نگاه کنند.
این پیوند با مامان، میتواند زندگی عاشقانهی بهتری را در ادامهی زندگی به همراه داشته باشد، کمااینکه مطالعهی دیگری در سال ۲۰۱۰ نشان داده رابطهی نزدیک با مادر در دوران ابتدایی بلوغ (۱۴ سالگی) باعث میشود که کیفیت رابطهی رمانتیک در جوانها بالا برود. مولف این تحقیق، کونستانس گیجر از دانشگاه مونتکلر استیت در نیوجرسی میگوید: «رابطهی والدین با فرزندان به شدت مهم است و با استفاده از آن، توانایی افراد برای داشتن روابط موفق در آینده شکل میگیرد. پس اگر کودکان نتوانند با والدینشان احساس نزدیکی داشته باشند، نمیتوانند جنبههای مثبت زندگی این افراد را الگو قرار بدهند و در آینده از آنها استفاده کنند».
یک مقدار تند صحبتکردن کسی را نمیکشد
نوجوانانی که گاهی اوقات با اوقاتتلخی به والدینشان جواب پس میدهند، توان این را دارند که در مقابل فشارهای بیرونی نیز مقاومت بهتری داشته باشند. به عبارت دیگر، داشتن استقلال در خانه میتواند به معنای مستقلبودن در بیرون از خانه باشد.
نگران نباشید: این مطالعه پیشنهاد نمیکند که بچهها با والدینشان روابط خشن داشته باشند. بلکه تاکید میکند پیوند ایمن میان نوجوانان و مادران باعث میشود که آنها بتوانند فشار همسالان را تحمل کنند. نوجوانان میبایست برای ایستادن روی پای خودشان تمرین کنند، اما در عین حال، به پشتیبانی والدینشان نیز احتیاج دارند.
همیشه به دنبال ایدهآل نباشید
هیچکس ایدهآل نیست، پس خودتان را عذاب ندهید تا غیرممکن را را ممکن کنید. بر اساس مطالعهای که در سال ۲۰۱۱ در ژورنال Personality and Individual Differences چاپ شد، والدین جدیدی که اعتقاد دارند بچهشان باید در همهی زمینهها تک باشد، بیشتر استرس دارند و کمتر میتوانند مسئولیتهای فرزندپروری را به درستی انجام دهند. تعجب نکنید! سعی کنید که فشار را دور کنید و آنوقت درمییابید که چقدر فضا آرامتر شده است.
آخرین مورد که بسیار مهم است، کودکتان را بشناسید
همه فکر میکنند بهترین راه برای بزرگکردن بچه را میدانند. اما حقایق نشان میدهند که این روش یکتا نیست و جنبههای مختلفی دارد. مطالعهای در سال ۲۰۱۱ در ژورنال Abnormal Child Psychology چاپ شد و میگوید، کودکانی که والدینشان سبک تربیتی متناسب با شخصیت کودک را دارند، احتمال افسردگی و عصبیبودنشان به نصف کاهش پیدا میکند. مشخص شده که برخی از کودکان، علیالخصوص افرادی که در تنظیم احساساتشان مشکل دارند، نیاز به کمک بیشتری از جانب پدر و مادر دارند. لیلیانا لنگوا، محقق ارشد در دانشگاه واشنگتن در مورد نشانههای حمایت از بچه میگوید که امکان دارد والدین با اصرار و فشار زیاد، کودکان خوبشان را نیز از راه به در کنند.
علی محمد مرتضی زاده